| X Close | ||
|
كنكاش در شجرهنامه خواننده مشهور جهان اسلام سامی یوسف فرزند بابک رادمنش! مجید رئوفی- این كه چرا «سامی یوسف» بر اصلیت ایرانی خود اصرار ندارد، بیشتر به این جهت است كه او قصد دارد ستاره موسیقی مذهبی جهان اسلام باشد. سامی متولد تهران است، نسب آذری دارد و عربی میخواند، كه معجونی تمام عیار برای محبوبیت او در كشورهای شیعه و سنی است. در ادامه، اطلاعات بیشتری درباره این خواننده می خوانید.
سامی «هیجان زدهام، انتظار چنین خوشامدگویی عظیمی را نداشتم. من 26 سالهام و این اولین دیدارم از آذربایجان است. دو پدربزرگ من اهل باكو هستند. آن ها به تبریز مهاجرت كردند و البته من در سال 1980 در تهران متولد شدم. بعد اما به انگلستان مهاجرت كردیم و من آنجا بزرگ شدم...» این چند جمله، بخشی از حرفهای سامی یوسف ستاره این روزهای موسیقی اسلامی در جمع خبرنگاران باكویی است. این چندمین بار است كه سامی یوسف درباره تولدش در تهران صحبت میكند. از همان زمان كه آلبوم اولش را منتشر كرد، درباره پارسی بودنش صحبت كرده بود، اما هر چه جلوتر رفت سعی كرد آذری بودنش را پررنگتر كرده و كمتر درباره ایرانی بودنش صحبت كند. اما این بار و در میان خود آذریها اعلام كرد كه ایرانی است و متولد تهران. مسالهای كه در سایتها و رسانههای آذربایجان به شدت مورد توجه قرار گرفت. او در ادامه تور جهانیاش كه به منظور ایجاد جو همدلی میان مسلمانان جهان انجام شد، پس از برگزاری كنسرتهایی در آمریكا، آلمان، بریتانیا، مصر، سودان، كویت، عربستان، فرانسه، آلمان، هلند و... به آذربایجان رفته بود تا در استادیوم حیدر علی اف برای هواداران پرتعدادش بخواند.
شناسنامه نام سامی یوسف در واقع «سیامك رادمنش» است كه ممكن است اسم آشنایی باشد. سامی یوسف بارها در مصاحبه و بیوگرافیهای مختلف از پدرش گفته كه یك موزیسین و شاعر مشهور است، اما اصلا به نام او اشاره نكرد و البته در گفتوگو با رسانههای مصری در مقابل سوالات خبرنگاران مقاومت كرده و چیزی از پدرش نگفته: «خواهش میكنم درباره پدرم نپرسید.» پدر سیامك رادمنش، آهنگساز، ترانهسرا و موزیسین مشهور ایرانی مقیم انگلستان است؛ «بابك رادمنش» كه بارها نامش را شنیدهایم و آهنگهایش را گوش كردهایم. بابك رادمنش، بیش از همه با آلبومی به نام «پیروزی» میان جوانان مطرح شد. او، آلبومی با این نام با صدای «امید» خواننده ساكن آمریكا تهیه و تولید كرد و آهنگها و تنظیمهای جدیدی را وارد موسیقی پاپ خارج از كشور كرد؛ تنظیمهایی به سبك تنظیمهای مدرن تركی كه بین جوانان ایرانی هم حسابی جایش را باز كرد. او به جای گفتن شعر بر روی ملودی آهنگهای تركی و عربی- كاری كه میان خوانندگان آنور آب كاملا طبیعی شده است- از تنوع تنظیمات و سازبندی آن ها استفاده كرد و موفق شد سبك جدیدی را وارد بازار كوچك موسیقی پاپ ایرانی خارج از كشور كند. پس از امید، خوانندگان دیگری همچون «رضا معین» و «جمشید» خواننده كرد، با این سبك و با كمك بابك رادمنش آثاری را تهیه كردند. بابك رادمنش علاوه بر آن كه ملودی میساخت و تنظیم میكرد، شعر و ترانههایی را هم برای خوانندگان مختلف میگفت و ترانههایی كه بیشتر در آن ها از تمهای مذهبی، عرفانی و عشق به وطن استفاده میكرد. ترانههایی مثل «وطن» با صدای خواننده جوان «پویا» با این مطلع: «وطن، وطن زمزمه هر روز و هر شب من/ نام وطن، قشنگترین اسم روی لب من» یا «ترك غربت» با صدای جمشید، با احساسات وطن دوستانه. ترانههای «مهتاب عشق» و «خاكی» با مایههای عرفانی و ترانه «گل مولا» با صدای «جهان» درباره عشق به حضرت علی (ع). ترانه «مناجات» - سامی یوسف هم ترانهای با نام مناجات دارد- هم به زودی منتشر خواهد شد تا دغدغههای مذهبی بابك رادمنش را بیش از پیش نمایش دهد. در تمام این سالهای حضور رادمنش در خارج از كشور، او اصلا به لسآنجلس نرفت و در مقابل تمام دعوتها و پیشنهادات مقاومت كرد. دلیلش را هم تحصیل دو فرزندنش در رشته موسیقی در رویال آكادمی لندن عنوان میكرد. دو فرزند او یكی سیامك و دیگری بابك- او بعدا نامش را «بارون» گذاشت و با این نام به فعالیتهای هنری پرداخت - هر دو جزو همكاران پدر در بدو كار بودند. تنظیمات ترنس سیامك بر روی ترانههایی همچون «فاصله» با این مطلع: «چینی نازك دلامون/ از غم فاصله شكسته» كه به دو زبان انگلیسی و فارسی خوانده میشد، جزو اولین تنظیمهای موسیقی ترنس فارسی بودند. آن هم در سن 20 سالگی. اما بارون همكاری با پدر را ادامه داد و تمام تنظیمهای جدید آثار بابك رادمنش را او انجام میدهد. سیامك اما به سمت موسیقی اسلامی رفت و چهار سال پیش اولین آلبومش به نام «المعلم» را به بازار ارائه كرد كه با استقبال بسیار گستردهای روبهرو شد. این موفقیت راه را برای كنسرتهای مختلف و ادامه این مسیر هموار كرد. دو سال گذشت تا آلبوم دوم او به نام «امت من» به بازار عرضه شود. آلبومی كه با آلبوم قبل زمین تا آسمان متفاوت بود. اگر آلبوم قبلی بیشتر بر روی اناشید و نواهای مذهبی استوار بود و موسیقی چندان در آن پررنگ نبود، اما آلبوم «امت من» بر پایه ملودیهای مشهور ایرانی ساخته و بر روی آن ها كلام مذهبی قرار داده شد. او در لیبل این آلبوم از پدرش و بارون تشكر ویژه كرده است. ترانه «عید» بر روی ملودی «منتظرت بودم» (آهنگی با صدای داریوش رفیعی) ساخته شد. «حسبی ربی» كه با تبلیغات بسیار و كلیپ پرزرق و برق و خوش آب و رنگی ساخته شد، از ملودی «ملاممد جان» كه یك ملودی فولكور خراسان - و نه یك ملودی افغانی- است، نشات گرفت و آهنگ «مناجات» هم كه متعلق به مرحوم علی تجویدی است. ترانه «غار حرا» هم بر روی ملودی «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» ساخته شد كه یك سرود حماسی درباره آزادسازی خرمشهر است. اما نكته جالبی كه میتوان درباره یكی از این آهنگهای انقلابی گفت مربوط به آهنگ «خلبانان» است. همان ترانه معروفی كه مطلعش این بود: «فرشته حق یارت باد/ الله نگهدارت باد» بابك رادمنش با نام اصلی «فیروز برنجان» ترانه سرای بخش تركی این آهنگ انقلابی و آهنگساز آن است كه با صدای «جمشید نجفی» در خاطره میلیونها ایرانی ماندگار شده. اما اگر بدانید فیروز برنجان، برای كدام فیلم سینمایی آهنگ ساخته، شاخ در میآورید؛ فیروز برنجان یا همان بابك رادمنش خودمان، آهنگساز فیلم «توبه نصوح» اثر محسن مخملباف است كه در سال 1361 ساخته شد. فیلمی كه خوانندهاش هم «حسام الدین سراج» بود.
سیاست و اسلام یك جای این نوشته گفتیم كه نام یكی از دو برادر موزیسن رادمنش، بابك است. شاید با خودتان بگویید چگونه میشود هم اسم پسر، بابك باشد و هم اسم پدر. در واقع نام اصلی بابك رادمنش، فیروز برنجام است. مجله «بورهام وود تایمز» در مطلبی درباره یك مساله حقوقی كه آهنگساز معروف ایرانی بابك رادمنش درگیرش بود، نوشته نام اصلی او، فیروز برنجان است؛ یعنی نام رسمی او كه در پاسپورتش قید شده است. اما به هر حال نام هنری شناخته شده برنجان، بابك رادمنش است. بابك رادمنش از آن دسته آهنگسازان مشهوری است كه هیچ فیلم یا عكسی از او منتشر نشده و با وجود درخواستهای فراوان، تاكنون با انجام مصاحبه و عكاسی به شدت مخالفت كرده است. در سوی دیگر ماجرا، سامی یوسف، از تبلیغات رسانهای به خوبی استفاده كرده و با بزرگترین تلویزیونها و مجلات دنیا مصاحبههای اختصاصی انجام داده است. مصاحبه ویژه او با تلویزیون CNN و مطلبی كه مجله تایم از او و كنسرتش تهیه كرد باعث شهرت افزونتر او در خارج از مرزهای كشورهای مسلمان شد. حتی عدم صدور ویزا از سوی ایالات متحده، برای ورود به خاك این كشور میرفت كه با یك جنجال رسانهای همراه شود اما بالاخره او مجوز حضور در آمریكا و برگزاری كنسرت برای مسلمانان این كشور را دریافت كرد و موفق شد با مهمترین رسانههای این كشور هم گفتوگو كند. او در كنسرت لسآنجلس، از پیروزی بزرگ اسلام گفت: «طلوع نزدیك است.» آن روزها حملات اسرائیل به جنوب لبنان آغاز شده بود و سامی یوسف حمایت خود را از كودكان و آوارگان لبنانی، آن هم در خاك آمریكا اعلام كرد. اما یكی از مهمترین واكنشها به اظهارنظرها و اقدامات سامی یوسف از سوی سفارت بریتانیا در یمن شكل گرفت؛ سامی یوسف در بخش پایانی تور جهانی خود به یمن سفر كرده بود. او با چفیه فلسطینی - كه به نوعی نماد حماس است- در كنفرانس مطبوعاتیاش ظاهر شد كه سفارت انگلیس نسبت به این مساله واكنش شدیدی نشان داد. آن ها از دولت یمن خواستند تا كنسرت سامی را در این كشور لغو كند. اما نهایتا این كنسرت با تاخیر و در تاریخ 4 دسامبر در تالار المدینیه صنعا و در حضور دو هزار نفر از هواداران سامی با شور و حال خاصی برگزار شد. حدود 1200 نفر از حاضران در این كنسرت، زنان و كودكان یمنی بودند كه عشق و علاقهشان به خواننده محبوبشان را با صدا كردن مداوم نام او نشان میدادند. او همانجا به هوادارانش اعلام كرد كه آلبوم جدیدش را یك سال و نیم دیگر به بازار ارائه خواهد كرد. اما او در این مدت بیكار نمینشیند و در ایام فراغت از اجراهای زنده، سینگلهایی را اجرا و عرضه خواهد كرد و البته برای آهنگهایش ویدئوهای عالی دیگری هم خواهد ساخت.
عرب، تركی و ایرانی قرار بود كه او كلیپ «مادر» به زبان فارسیاش را هم به زودی در وبسایتش قرار دهد و آن را برای پخش به شبكههای مختلف بسپارد. اما این خبر را از روی وبسایتش برداشت و به جای لینك مادر با ورژن فارسی، لینك آهنگ مناجات را قرار داد. یكی از كسانی كه ویدئوی فارسی مادر را شنیده به لحن عالی و موثر سامی در این آهنگ اشاره میكند. او به خوبی فارسی میخواند و نشان میدهد كه یك فارس مادرزاد است. تدوین كلیپ این آهنگ ماههاست كه انجام شده اما مشخص نیست به چه دلیلی سامی یوسف از انتشار آن خودداری كرده است. ولی اجرای زنده آهنگهای جدید او در وبلاگ هواداران سامی یوسف موجود است. او در آهنگ «فلسطین» میخواند: she's myhappines, my soul, my deathandmylife/ my heart, my love, Palestine اگر این آهنگ را بشنوید طبق معمول ملودی آن را آشنا مییابید. سامی، این ترانه را بر روی آهنگ معروف تركی ایرانی «آیریلق» خوانده. آیریلق در زبان تركی به معنای «جدایی» است و خوانندگان مختلفی از جمله فرشید امین این ترانه را اجرا كردهاند. سامی همچنین در كنسرت اسكندریه با حمایت از مقاومت مردم جنوب لبنان ترانه جدیدش به نام we will never submit را اجرا كرد. او عنوان این كنسرتش را «با هم برای شكستن محاصره» گذاشته بود. او در كنسرت یمن، همچنین از دو ترانه جدید گفت كه قصد دارد در اولین فرصت آن ها را منتشر كند. یك ترانه درباره توهین به پیامبر با انتشار كاریكاتورهای موهن در روزنامه دانماركی و دیگری آهنگی درباره تجاوز اسرائیل به فلسطین. به نظر میرسد كه سامی قصد دارد از نفوذ و تاثیرش در میان مسلمانان و رسانههای دنیا به نفع مسائل دنیای اسلام استفاده كند. جالب این جاست كه او هنرمندی است كه قائل به اینترناسیونالیسم اسلامی است. كسی كه در كنفرانس مطبوعاتیاش در آذربایجان گفته بود: «موسیقی آذری و موسیقی مقامی را خیلی دوست دارم. اغلب آهنگهای من، مذهبیاند و به نظر من موسیقیهای محلی و مقامی خیلی شبیه موسیقیهای مذهبی هستند. به زودی زود آهنگهایی به زبان تركی آذری خواهم خواند. من به غدیر حاجی بایوف و فكرت امیروف موزیسینهای آذری علاقه ویژهای دارم.» سامی به زبانهای عربی، انگلیسی، تركی و هندی آهنگهایی اجرا كرده و قرار است موزیك آذری هم اجرا كند. گرچه خبرهای مربوط به آهنگهای فارسیاش را از روی وبسایتش برداشته است و مشخص نیست كه بالاخره او كی با سرزمین مادری و هواداران ایرانیاش ارتباط برقرار میكند؟
به نقل از ماهنامه «نسیم هراز»، شماره16
|
| نظرات(1) :: [ارسال نظر] ::
لينک ثابت |
|
این جملات رو زود برو یه جا یادداشت کن یا حفظ کن چون خیلی بهتر از آهنگ هایی که همین جوری می کنید تو این مختون و همشون هم درمونده ی عشقنو............... خدا باسه آیندت خیلی خوبه پرسش ها پاسخ هایی را می آفرینند که می پنداشتیم وجود ندارند. مردمی که فقر واژاگانی دارند فقر احساسی نیز دارند. اگر می خواهید مثل شخصی که قصد دارید باشید: تصمیم بگیرید فکر کنید.احساس کنید وعمل کنید شما همان شخص هستید. نظر یادتون نره
|
| نظرات(3) :: [ارسال نظر] ::
لينک ثابت |
|
سامی یوسف در ماه جولای ۱۹۸۰ از خانواده ای ایرانی آذری الاصل بدنیا آمد. اما او به همراه خانواده اش به انگلستان رفت و در آنجا نوجوانی و جوانی اش را سپری کرد. و ساکن لندن شد . او که از همان ابتدا به موسیقی علاقه داشت در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد. او تا کنون ۲ آلبوم روانه بازار کرده به نامهای : ( المعلم ) و (امت من ) و اولین کنسرت موسیقی اش را در مصر برپاکرد که بعد از استقبال وسیع از آن برنامه به کشورهای زیادی از جمله آلمان ترکیه هند و... برای اجرای برنامه دعوت شده ... او تا به حال با آمیختن موسیقی اصیل شرقی با نواهای کلاسیک غربی و اشعاری که اکثرا در وصف پیامبر اسلام و دین اسلام است مخاطبین بسیاری را جذب کرده و از ویژگی های دیگر کار های او این است که هم به زبان انگلیسی و هم عربی کارهایش را می خواند . آموزش موسيقي را از سن کم توسط پدر ـ که موسيقيدان، نوازنده و شاعري مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسيقي را به صورت آکادميک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترين مؤسسات موسيقي لندن و پس از دريافت بورس تحصيلي در 18 سالگي تحت نظر مشهورترين موسيقيدانهاي «مدرسه سلطنتي موسيقي لندن» فرا گرفته است. گرچه سامي از سه سالگي در لندن بزرگ شده اما ريشههاي شرقياش (او در يک خانواده ايراني آذربايجاني الاصل به دنيا آمده است) در ساخت ملوديها، آهنگها و نماهنگهايش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامي و فهم عميق او در تئوري موسيقي و نوازندگي، زمينهاي شد تا بتواند فرهنگهاي مختلف موسيقي كلاسيك غربي تا موسيقي مقامي خاورميانه اعم از عربي و ايراني و صوفي)، تركي، آوازهاي فارسي، آذري، هندي و پاكستاني و حتي ملوديهاي افغاني را ياد بگيرد. اين جوان 26 ساله انگليسي، در 23 سالگي (2003) آلبوم اول زيبايش، «المعلم» را به بازارهاي جهاني عرضه كرد که شکلي مدرنتر و بسيار جذاب تر از همان تواشيح خودمان است به زبانهاي انگليسي و عربي. اهل فن ميگويند که اين آلبوم، انقلابي در اناشيد انگليسي بوده است. بعد از كت استيونس (يوسف اسلام)، خواننده مسلمان بريتانيايي، حالا نوبت به سامي يوسف رسيده است كه آوازهاي اسلامياش به صدر جدول فروش آلبومهاي اروپا و آمريكا برسد؛ فراموش نکنيد که موسيقي پاپ در اين کشورها براي خودش بروبيايي دارد. بسياري به محض اينكه صداي مسحورکنندهاش را شنيدند به خريدن آلبومهايش روي آوردند تا جايي كه تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسيد. يكي از معتبرترين روزنامههاي اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار اين هنرمند به قدري زيباست كه قلبها را تسخير ميكند». در كشورهاي عربي البته استقبال نسبتاً بيشتري نسبت به آلبوم سامي يوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارك رمضان در يكي از كشورهاي عربي تعداد فروش متوسط آلبوم وي در هر فروشگاه به ۷۵۰ نسخه رسيد. سامي توانست در مدت يك سال تحول عظيمي در عالم موسيقي و سرود ديني ايجاد كند. اولين آلبومش جزو پرفروشترينهاي خاورميانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکيه در صدر جدول آلبومهاي پر فروش بوده است. در سال 2005 آلبوم عالياش «امت من» را، در ميان استقبال بي نظير مردم، با مضاميني و اشعاري قوي و غالباً اجتماعي، آرمانگرايانه، معترض و عدالتخواهانه منتشر نمود. همين ويژگي است که سامي يوسف را از بسياري از خوانندههاي مسلمان جهان ـ که متأسفانه تنها از اسلام يک دين سکولار شبهه مسيحي (مسيحيت تحريف شده منظور است) و نعوذ با… خدا و پيامبر را يک چهره ليبرال معرفي ميکنند ـ متمايز ميکند. اگر به نام آلبوم آخر ـ که آهنگ آغازينش در ابتدا ذکر شده بود ـ يا به نام مؤسسه سامي يوسف «Awaking» (به معناي بيداري) نيز دقت کنيم، شايد مفهوم «بيداري اسلامي» در ذهنمان تداعي شود. ملودي محلي کشورهاي گوناگون، انواع سبکهاي موسيقايي و شش زبان که در اين آلبوم از آنها استفاده شده است، شاهدي ديگر بر اين مدعاست. |
| نظرات(0) :: [ارسال نظر] ::
لينک ثابت |
|
در نوامبر سال گذشته و بهانه کنسرت بزرگ صلح سامی یوسف مجله big issue مصاحبه ای با سامی یوسف را منتشر کرد. فیل رابینسون در این ویژه نامه پرونده ای را برای سامی یوسف تهیه کرده است که آرمان اصلی سامی یوسف از موسیقی اش و خواندنش را شرح می دهد. ترجمه این مطلب را می توانید بطور کامل مطالعه نمایید. دنياي راك " او بعنوان بزرگترين ستاره ي راك در موسيقي جهان اسلام يك طوفان بوده است! اما سامي يوسف فقط مي خواهد نماينده اي براي گسترش پيام صلح باشد. او به Phil Robinson گفت كه چرا به اينكه يک بريتانيايي مسلمان است افتخار می کند. " مجله time لقب بزرگترين ستاره راك دنياي اسلام را به سامی یوسف اعطا کرد در حالی که او را به سختي از میان نور فلاشهای عكاسان در پارك هيد بیرون مي كشیدند. بعنوان يك ستاره راك از دور بسيار نجيب به نظر مي رسد. او مانند كيت ريچرز سيگار نمي كشد. موهاي او بلند نيست. اما آراسته و پاكيزه با ريش يك مسلمان آگاه است. او نه به تلويزيون مراجعه كرد، نه به گروه هاي بي ارزش موسيقي و نه از توده ابزارهاي ارتباطي استفاده كرد. او به هیچ وجه مشروب نمي نوشد و البته نمي رقصد. در صحنه به سادگي مي خواند و مي نوازد ، سامي يوسف نمونه اي از يك مرد ساده است. اولين آلبوم او كه مخلوطي از نيايش هاي مذهبي و موسيقي امروزي بود بيش از يك ميليون نسخه به فروش رفت و اين تنها عددي است كه از دهان خارج مي شود. او مي گويد: صادقانه مي گويم منتظر چنين چيزي نبودم. من هرگز خيال نداشتم كه يك ستاره ي پاپ يا راك شوم. من فقط مي خواهم مرد خوبي باشم و موسيقي خوبي بسازم و انديشه ها و آگاهي هايي كه براي من عزيز و ازرشمند هستند را نگه داري كنم و بپرورانم. با پذيرفته شدن او در ميان مسلمانان بريتانيا آثار او در سراسر دنيا گسترش يافت و منتشر شد ، از تركيه در ميان خاورميانه تا مصر. آلبوم دوم او كمتر مسائل ديني را آشكارا ارائه داد و دوبرابر آلبوم قبلي فروش داشت و فروش آن هنوز ادامه دارد. او كنسرت خود را در مقابل جمعيت انبوه 200000 نفري در استانبول انجام داده است و اخيرا تور خود را در 5 شهر آمريكا به پايان رسانده است. موسيقي سامي يوسف براي توده مردم ثابت كرده است كه مي توانند ساده باشند و به زندگي مثبت نگاه كنند. يوسف: آلبوم اول من سراسر مسائل مذهبي بود. مردم مي دانند كه چرا آلبوم اول من درباره صحبت با مسلمانان است. مردمي كه هويت خود را گم كرده اند. مردمي كه نمي دانند كه آيا من مي توانم يك مسلمان باشم يا يك بريتانيايي؟ فشار بر روي جوانان مسلمان از 11 سپتامبر تاكنون وجود داشته است. در آلبوم اول، من نوعي از ايمان خود را شريك قرار دادم.آن آهنگ ها تقريبا سرود هاي مذهبي و تسبيح بودند.اما اين يك جنبه از من است. چيز هايي هستند كه من به آن ها افتخار مي كنم. من افتخار مي كنم كه يك مسلمان و يك بريتانيايي هستم. من كسي نيستم كه در يك محل بمانم. در آلبوم دوم من راك و رپ را با هم مخلوط كردم و اين از آلبوم اول محبوب تر شد و این اثرم در مورد هر چيزي بود كه به من الهام مي شد. من هميشه خود را يك هنرمند پيچيده مي بينم. من نمي خواهم در مورد سکس ، مواد مخدر و مشروبات الكلي بخوانم چون من از اين ها نيستم. او ادامه مي دهد: اين ها چيزهايي نيستند كه به من الهام مي شود. من بيمي ندارم كه به خاطر كارهايم يك سيدي به فروش نرود. مي توانم در آن زمان دست از كار بكشم و بروم و كار ديگري بكنم.من يك برده صنعتي نیستم و نخواهم شد. او به شما خواهد گفت كه در آهنگ هايش عناصري را از ميان ميدان وسيع موسيقي خاورميانه اي انتخاب كرده است. یوسف : اين در گوش من برازنده و زيبا به نظر مي رسد كه اين نوع موسيقي را با موسيقي كلاسيك غربي مخلوط كنم. و اين نشان مي دهند كه او به اعتبار موسيقي پدر آذری و ایرانی خود پشت نكرده است.اما بخاطر اینکه او در محيط ارتدوكسي آكادمي سلطنتي موسيقي بریتانیا تحصیل کرده است. موسيقي او هر انچه كه يك موسيقي از هر فرهنگي بايد داشته باشد را دارا است. یوسف - عرب ها فكر مي كنند كه من يك عرب هستم ،ترك ها فكر مي كنند كه من يك ترك و پاكستاني ها فكر مي كنند كه من يك پاكستاني هستم. چون من انواع موسيقي آن ها را بخوبي مي دانم.آن ها اين را شنيده اند. البته باید بگویم من از هيچ كدام از اين كشورها نيستم اما تجلي موسيقي آنها را دوست مي دارم.اين چيزي است كه من به خوبي انجامش مي دهم. براي اشاره به آن , سه نوجوان افغاني در كنار نيمكت ما در پارك آمدند ، پس از اينكه پاسخ به سوالاتشان را تمام كردم و مؤدبانه لبخند زدم, يوسف درخواست كرد كه اگر مي شود مصاحبه را قطع كنيم. بچه ها به آرامي صحبت مي كردند و حسابی از دیدن سامی در اینجا شوکه شدند. آنها حقيقتا باور نمي كردند كه او اينجا باشد.چرا او خواسته است كه اينجا باشد؟ يك مكالمه با زبان عربي تند و شكسته را آغاز كردند.آنها در كنار سامي يوسف نشستند و به سرعت با دوربين تلفن همراه اين لحظات را فيلم برداري كردند ؛اینجا شبیه مصر نیست . براي من مشكل است كه در خيابان هاي مصر راه بروم. براي مثال: شيشه هاي ماشين من رنگي هستند و فقط اینگونه مي توانم رانندگي كنم. من يك كنسرت در استانبول انجام دادم كه فقط 200000 بدون احتساب مردمي كه آن را در بوسفور (باريكه اي كه قسمت اروپايي و آسيايي استانبول را جدا مي كند) تماشا مي كردند. باور نكردني بود. بيش از 100000 نفر از پل كنسرت من را تماشا مي كردند. شهردار به ما گفت كه شهر بايد بسته شود. زيرا ترافيك و مشكلات زيادي وجود دارد. اين باور نكردني بود كه استانبول را ببندند. اين شكسته نفسي بود. جهان اسلام نمي تواند با يوسف موافق باشد. در پيام هاي اينترنتي و فورم های مربوط سامي يوسف با اختلاف عقايد رو به رو است : او نبايد بخواند، موسيقي اشتباه است و حتي ضد اسلامي است. سامي در باريك راه حساسي بين دنياهاي درون اسلام گام برداشته است. در يكي از ويدئو كليپ ها او مسلماني كامل را به تصوير كشيده است. لباسي نو و به شكل يك تاجر. او آرامش کاملی دارد و بدون هيچ گونه زرق و برق مشغول ارائه دادن مسائلي به سفيدپوستها است. در صحنه بعدي فيلم برداري او به يك كشور خاورميانه اي نقل مكان كرده است و همچنين او خوشحال و پر انرژي است و در حالي كه در خيابان راه مي رود آواز مي خواند. هيچ كس منفجر نمي شود.دنيا مكان شادي است. اينجا منظره اي است از ميانه روي و برابري و به گونه اي است كه هر شخصي تمايل دارد كه خود را مانند جوانان مسلمان طرح ريزي و الگوبرداری كند. اين شبيه به سبك(مدل لباس پوشيدن) هيپ هاپ نيست. اين جا حتي سرد هم نيست.در چند جايگاه پايين ترشما مي توانيد ببينيد كه شمار كلاني ازمسلمانان كه حق آنها سلب شده, چه مي خواهند: پيشرفت, برابري و آرامش. اين چنين است كه يوسف به سخنراني غير عمدي تبديل شده است. اخيرا در مصاحبه اي در برنامه ریزخان الجزيره در مورد عقيده اش درباره انفجار مكان مقدس شيعيان در عراق پرسيده شد. ( که این سوال از طرف طرفداران ایرانی سامی یوسف طرح شد ) ، بعد از آن وی را متهم كردند به اينكه باعث شده است دختران در کنسرتهایش به طور نامناسبي غش غش بخندند و جيغ بكشند. اين ها چيزهايي نيستند مگر انچه جاستين تيمبرلك بايد با آن سر و كار داشته باشد . آيا اين براي تو سخت نیست كه مردم انتظار دارند در مورد وقایع و افکار مسلمانان ايده خاصي داشته باشید؟ من از خود انتظار ندارم كه نماينده اشخاص خاصي باشم و مردم نيز از من چنين انتظاري را ندارند. من مي خواهم در آن چيزهايي كه تجربه مي كنم سهيم باشم. آن ها از من سوال هاي سياسي مي پرسند ، اين خوب است ، من سياسي هستم. من كسي هستم كه مي توانم به مراكش بروم و آن ها تلاش مي كنند مرا به مسائل سياسي داخلي خود بكشانند. من فكر مي كنم كه برخي از مشكلات به اين علت باشد كه موسيقي من سبک جديدي است و مردم مي خواهند خودشان را به اين موسيقي پيوند دهند. پيروان مذاهب تلاش مي كنند كه مرا ادعا كنند. دنياي پاپ مرا ادعا مي كند و مجله تايمز مي گويد كه من بزرگترين ستاره پاپ در جهان اسلام هستم.اين پيچيده است. وقتي كه تو در عربستان سعودي مي نوازي ، آيا آن ها به تو فشار می آورند كه آن چيزي را كه مي خواهي نشان بدهي را نشان دهي؟ عربستان سعودي نماينده اسلام و مسلمانان در جهان نيست. موقعيت عربستان سعودي تنها به دليل رخ دادهايي است كه در شهرهاي مقدس آن يعني مكه و مدينه رخ داده است. آنها درك خودشان را از دنيا و از نژاد خود دارند. ما مانع ها و چالش هايي داشتيم. براي مثال: خانم ها مجبور بودند در اتاق ديگري باشند و در تالاري ديگر از روي پرده كنسرت را تماشا كنند. به نظر من در پايان، اين برنامه براي خيلي از خانم ها كامل و عالي نبوده است. يوسف آشكارا شانه هايش را بالا انداخت. او اين چيزها را مي دانست. او در اين مورد صحبت كرد كه به قوانين آنها احترام مي گذارد اما بطور محكم توضيح داد , نظر به اينكه آنها كشوري دارند كه پي آمد آن چيرگي است. اين كليد موفقيت و كاميابي اوست: ميانه روي. مردم به سخنان نرمش كه با آن عقايدش را بيان مي كند گوش مي دهند. او به طور ناگهاني درباره كسي قضاوت نمي كند و از كسي طرفداري نمي كند. او كسي را موعظه نمي كند و يا كسي را متهم نمي كند.از ترحم به حال خود يا دشمنان لذت مي برد. او با پيام صلح به سادگي موسيقي مي نوازد. خرسند به نظر مي رسد كه چند ميليون نفر از مردم كاست هايش را مي خرند او اين طور به نظر مي رسد كه چيز بيشتري نمي خواهد. مجله The Big Issue " دنیای راک " نوامبر 2007 ترجمه : زهرا اکبری برگرفته از : http://samiyusufmusic.blogfa.com |
| نظرات(0) :: [ارسال نظر] ::
لينک ثابت |